داوری با ضاربان گستاخ است،همه در این اتفاقات همدست و شریک اند،صحنه آرایی شان نیز جای هیچ حرف و حدیثی را باقی نمی گذارد!
لالت می کند،و ترجیح می دهی که دیگر نبینی،و خودت را کنار می کشی،اگر هم به سراغت آمدند می گذاری کارشان را با تو انجام دهند،مثل یک شی بی روح،اگر عاقل باشی خودت کمکشان خواهی کرد،آنوقت زودتر دست از سرت برخواهند داشت و به سراغ دیگری خواهند رفت،این نهایت راه است و به اینجا که رسیدی دیگر هیچ آرزویی نداری،هیچ امیدی نداری،بدون هیچ هوس و هیجانی،سکوت می کنی و مرگ ات را به انتظار خواهی نشست.
برچسب:
نویسنده: donya